پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

وقد کنتم و مامعکم من الا کوان ماکانا

تجلیتم لکم فیکم فصرتم فیه اعیانا

فاظهرتم لکم منکم و اخفیتم لکم فینا

سواکم غیر موجود و انتم عین ایانا

و انا انتم فیکم و انتم اننا فینا

وعینی عینکم فانظرتری بالحق انسانا

و کنت الیک محتاجا و کنت الی مشتاقا

ولولاکم فلم نوجد ولم تظهر ولو لا نا

و لسنا غیرکم کشفا ولستم غیرنا لبسا

وکنا قبل موتانا فانالله احیانا

وقم من مقعدالحس و سرمن منزل النفس

وقف فی موقف الطمس تکن بالله رحمانا

فلا تحجب باکوان و شاهد وجهه فیها

ولاتکفر بآیات وخذ من تلک ایمانا

فلاتسهوا بکم عنهم وخلوا دارهم عنکم

وروحوا منکم حتی تروا من ذاک ایقانا

اسیری کل مخلوق له وجه من الحق

متی شاهدت ذاالمعنی فقدلازمت عرفانا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸گر وصال دوست خواهی در ره او شو فنا
  2. شمارهٔ ۴۹ساقی بیا که موسم عیش آمد و طرب
  3. شمارهٔ ۵۰من نخواهم شادی و عیش و طرب
  4. شمارهٔ ۵۱یارم از خانه برون آمد سرمست و خراب
  5. شمارهٔ ۵۲ای منکسف ز تاب جمال تو آفتاب
  6. شمارهٔ ۵۳ایهاالحیران فی وجه الحبیب
  7. شمارهٔ ۵۴مائیم ترا همیشه طالب
  8. شمارهٔ ۵۵ریزد مدام ساقی جانها شراب ناب
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.