پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

مست و خرابم ساقیا در بازکن میخانه را

بهر خمارم از کرم پرکن دگر پیمانه را

مستم ز جام عشق تو دیوانه ام از شوق تو

بنمارخ و دیوانه تر گردان من دیوانه را

از چشم مست جادوت صد فتنه در هر گوشه است

پندی بروی خوش بگو، آن نرگس مستانه را

گریار میخواهی بیا،می خواره و قلاش شو

بر پای مستان سربنه، بگذار این افسانه را

آن باده صاف بقا مینوش از جام فنا

بشنو بگوش جان و دل، پند خوش رندانه را

چون عقل را بیگانگی پیوسته شد با عاشقی

تو آشنای عشق شو، بگذار آن بیگانه را

زان بحرمی جویی روان سازم دگر در ملک جان

معمورتر ز اول کنم، باز این ده ویرانه را

با چنگ و عود و ارغنون آیم بمیخانه درون

آرایم از معشوق و می خوش مجلس شاهانه را

دیدیم از عین العیان،همچو(ن) اسیری در جهان

ما بزمگاه عشق او هم کعبه هم بتخانه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲دل بسته بزلف یار بادا
  2. شمارهٔ ۴۳کاشکی رحمی بُدی آن فتنه‌گر عیّار را
  3. شمارهٔ ۴۴میرسد هر دم بعاشق صد جفا
  4. شمارهٔ ۴۵چه نسبت است به روی تو ماه تابان را
  5. شمارهٔ ۴۶وقد کنتم و مامعکم من الا کوان ماکانا
  6. شمارهٔ ۴۷فی هواکم صارقلبی هایما
  7. شمارهٔ ۴۸گر وصال دوست خواهی در ره او شو فنا
  8. شمارهٔ ۴۹ساقی بیا که موسم عیش آمد و طرب
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.