پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

دل بسته بزلف یار بادا

جانم بغمش فگار بادا

هر دل که مقیم کوی او نیست

آواره هر دیار بادا

برجان و دلم ز عشق جانان

درد و غم بی شمار بادا

عاشق که فنا نگشت از خود

ز اندوه فراق زار بادا

دل را که هوای وصل یارست

از حور و بهشت عار بادا

هر سر که نگشت خاک پایت

بر باد فنا غبار بادا

هرکس که جمال روی او دید

سرها برهش نثار بادا

دل را که بعشق یار کارست

بی کار ز کاروبار بادا

جانم ز شراب لعل جانبخش

چون چشم تو پر خمار بادا

هرکس که میان بعشق در بست

از غیر تواش کنار بادا

منزلگه جان تو اسیری

دایم خم زلف یار بادا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴میرسد هر دم بعاشق صد جفا
  2. شمارهٔ ۴۵چه نسبت است به روی تو ماه تابان را
  3. شمارهٔ ۴۶وقد کنتم و مامعکم من الا کوان ماکانا
  4. شمارهٔ ۴۷فی هواکم صارقلبی هایما
  5. شمارهٔ ۴۸گر وصال دوست خواهی در ره او شو فنا
  6. شمارهٔ ۴۹ساقی بیا که موسم عیش آمد و طرب
  7. شمارهٔ ۵۰من نخواهم شادی و عیش و طرب
  8. شمارهٔ ۵۱یارم از خانه برون آمد سرمست و خراب
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.