پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

ای حسن ترا عالم و آدم شده مجلا

روی تو بذرات جهان کرده تجلی

هر لحظه کنی جلوه دیگر پی نظار

زان جلوه یکی مؤمن و دیگر شده ترسا

بی نور تو عالم همه در ظلمت نابود

ای رحمت عالم تو شده محیی موتی

دیدیم عیان مهر رخت از همه ذرات

زان روی شدیم از همه رو واله و شیدا

ما آینه جمله اسما و صفاتیم

بنموده ز ما عکس همه اسم و مسمی

هم ذات قدیمیم و هم اوصاف کمالش

هم مرکز و نه دایره چرخ معلی

هم عالم و هم خالق و قیوم دوعالم

هم عالم و حی و شنوائیم و توانا

هم وحدت و هم کثرت وهم مظهرو ظاهر

هم موسی و هم عیسی و هم دیر کلیسا

هم گبر و یهودیم گه قیدو اسیری

هم مؤمن آزاده ز دنیا و ز عقبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰مست و خرابم ساقیا در بازکن میخانه را
  2. شمارهٔ ۴۱ساقی بده می که بود مستیش فنا
  3. شمارهٔ ۴۲دل بسته بزلف یار بادا
  4. شمارهٔ ۴۳کاشکی رحمی بُدی آن فتنه‌گر عیّار را
  5. شمارهٔ ۴۴میرسد هر دم بعاشق صد جفا
  6. شمارهٔ ۴۵چه نسبت است به روی تو ماه تابان را
  7. شمارهٔ ۴۶وقد کنتم و مامعکم من الا کوان ماکانا
  8. شمارهٔ ۴۷فی هواکم صارقلبی هایما
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.