پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۷۲ - یار خو نکرد

با من چو بخت یار نشد، یار خو نکرد

یا یار خو نکرد، که اقبال رو نکرد

هرگز زدست دوست ننالم، که این ستم

تقدیر کرد با مسکین و او نکرد

راحت مجو ز دهر مخالف، کزین حریف

نوشی نخواستیم که نیشی فرو نکرد

کو؟ آن سبو کشی که خود این کهنه کوزه گر

خاکش نکرد باز و ز خاکش سبو نکرد

هیچ است این بساط ملون، چو بنگری!

خرم دلی کزین همه، هیچ آرزو نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴ - چرا باید بود؟فارغ از حال دل زار، چرا باید بود؟
  2. شمارهٔ ۷۵ - شاهکار که ای ؟دوستدار که ای؟ نمیدانم!
  3. شمارهٔ ۷۶ - قهر حبیبآن قد دلفریب را بنگر
  4. شمارهٔ ۷۷ - چگونه ای ؟ایدل، بدام طره جانان چگونه ای؟
  5. شمارهٔ ۷۸ - روزگاری چندمرا بیاد تو بگذشت، روزگاری چند
  6. شمارهٔ ۷۹ - زحمت هجرشوری از عشق جوانی، بسر افتاده مرا
  7. شمارهٔ ۸۰ - پیک سحرگر دیده نبودی، بدلم آه نبودی
  8. شمارهٔ ۸۱ - بامید سحرسالها میگذرد، کز غم او بیمارم
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.