پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۷۵ - شاهکار که ای ؟

دوستدار که ای؟ نمیدانم!

بیقرار که ای؟ نمیدانم!

جای تو، اشک در کنار من است

تو کنار که ای؟ نمیدانم!

با رخی همچو لاله آتش زا

داغدار که ای؟ نمیدانم!

ایکه دیدی خزان عمر مرا

نو بهار که ای؟ نمیدانم!

ای غزال رمیده از بر من

تا شکار که ای؟ نمیدانم!

کار ما را که ساختی، با ناز

گرم کار که ای؟ نمیدانم!

با چنان صورت و چنین سیرت

شاهکار که ای؟ نمیدانم!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷ - چگونه ای ؟ایدل، بدام طره جانان چگونه ای؟
  2. شمارهٔ ۷۸ - روزگاری چندمرا بیاد تو بگذشت، روزگاری چند
  3. شمارهٔ ۷۹ - زحمت هجرشوری از عشق جوانی، بسر افتاده مرا
  4. شمارهٔ ۸۰ - پیک سحرگر دیده نبودی، بدلم آه نبودی
  5. شمارهٔ ۸۱ - بامید سحرسالها میگذرد، کز غم او بیمارم
  6. شمارهٔ ۸۲ - گناه نگاهبعد از این دست من و دامن ماه دگری
  7. شمارهٔ ۸۳ - ماه و پروین دگربعد از این دست من و طره مشگین دگر
  8. شمارهٔ ۸۴ - ماه تو گرفتدلم از دست غم زلف سیاه تو گرفت
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.