پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۷۶ - قهر حبیب

آن قد دلفریب را بنگر

من حسرت نصیب را بنگر

با من دلشکسته محزون

قهر و ناز حبیب را بنگر

با مریضی در انتظار اجل

خشم و جور طبیب را بنگر

بر سر کوی انتظار، بیا

عاشق بی شکیب را بنگر

بر یکی همچو من، فتاده زپا

طعنه های رقیب را بنگر

همه عمرم گذشت با حرمان

زین جهانم نصیب را بنگر

گاه با ما بمهر و گاه بقهر

این فراز و نشیب را بنگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸ - روزگاری چندمرا بیاد تو بگذشت، روزگاری چند
  2. شمارهٔ ۷۹ - زحمت هجرشوری از عشق جوانی، بسر افتاده مرا
  3. شمارهٔ ۸۰ - پیک سحرگر دیده نبودی، بدلم آه نبودی
  4. شمارهٔ ۸۱ - بامید سحرسالها میگذرد، کز غم او بیمارم
  5. شمارهٔ ۸۲ - گناه نگاهبعد از این دست من و دامن ماه دگری
  6. شمارهٔ ۸۳ - ماه و پروین دگربعد از این دست من و طره مشگین دگر
  7. شمارهٔ ۸۴ - ماه تو گرفتدلم از دست غم زلف سیاه تو گرفت
  8. شمارهٔ ۸۵ - تخلص شاعرگر دل از دام زلف تو آزاد کنم
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.