پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۸۳ - ماه و پروین دگر

بعد از این دست من و طره مشگین دگر

من در اندیشه تاب دگر و چین دگر

اگر اینست بتا! بنده نوازی تو، ما

بت دیگر به پرستیم بآئین دگر

آسمانا! دگرم این مه و پروین منمای

که مرا ماه دگر باید و پروین دگر

خرم آنروز که از دست غمت بگریزم

تا چه بر ما رود از پنجه شاهین دگر

نی غلط رفت سخن، گر همه آزار دهی

من کجا و هوس طره مشکین دگر

گر همه تلخ بگوئی و ترش بنشینی

حاش لله که روم از پی شیرین دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵ - تخلص شاعرگر دل از دام زلف تو آزاد کنم
  2. شمارهٔ ۸۶ - نسیم سحرگر نسیم سحر از کوی تو آرد خبرم
  3. شمارهٔ ۸۷ - سیل و داماناگر چه آن بت رعنا شکست پیمانم
  4. شمارهٔ ۸۸ - دمی خوشمائیم و همین کنج خرابات و دمی خوش
  5. شمارهٔ ۸۹ - از پریشانی گذشتکار دل در تار زلفش از پریشانی گذشت
  6. شمارهٔ ۹۰ - هر چه بیشتر بهتردرد ما هرچه بیشتر بهتر
  7. شمارهٔ ۹۱ - خطاست!از راه کوی عشق تو گر پا کشم خطاست
  8. شمارهٔ ۹۲ - چکنم ؟بیتو ای غنچه گل! با گل و ریحان چکنم؟
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.