پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۸۸ - دمی خوش

مائیم و همین کنج خرابات و دمی خوش

گاهی بوفائی خوش و گه با ستمی خوش

یک روز بویرانه غم، شاد بیادی

یکروز بدامان چمن با صنمی خوش

شادیم، که آزاد ز هر بود و نبودیم

مستیم که هستیم زهر بیش و کمی خوش

سرمست بهر شادی و دلشاد بهر رنج

با مهر و وفائی خوش و با درد و غمی خوش

چون راه تو میپویم و چشمم بره تست

در هر نظری مستم و در هر قدمی خوش

گر چشم دل از نیک و بد خلق به بندی

بینی که شود دوزخ سوزان ارمی خوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰ - هر چه بیشتر بهتردرد ما هرچه بیشتر بهتر
  2. شمارهٔ ۹۱ - خطاست!از راه کوی عشق تو گر پا کشم خطاست
  3. شمارهٔ ۹۲ - چکنم ؟بیتو ای غنچه گل! با گل و ریحان چکنم؟
  4. شمارهٔ ۹۳ - از ماه بهتریبا سرو هم طرازی و با مه برابری
  5. شمارهٔ ۹۴ - باور نمیکنممه با جمال یار برابر نمیکنم
  6. شمارهٔ ۹۵ - قصه شمعمیرود در همه عالم بنکوئی سخنم
  7. شمارهٔ ۹۶ - آشفتهآشفته ز اغیارم و آزرده ز یارم
  8. شمارهٔ ۹۷ - اعتبار میشراب چشم تو، می را ز اعتبار انداخت
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.