پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۸۹ - از پریشانی گذشت

کار دل در تار زلفش از پریشانی گذشت

ره چنان رفتم که کارم از پشیمانی گذشت

شمع و من رسوای اشک آتشین خود شدیم

کار این داغ جگر از آه پنهانی گذشت

ماجرای عمر ما را تا بدانی از نخست

روز در حیرت بسر شد، شب بحیرانی گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱ - خطاست!از راه کوی عشق تو گر پا کشم خطاست
  2. شمارهٔ ۹۲ - چکنم ؟بیتو ای غنچه گل! با گل و ریحان چکنم؟
  3. شمارهٔ ۹۳ - از ماه بهتریبا سرو هم طرازی و با مه برابری
  4. شمارهٔ ۹۴ - باور نمیکنممه با جمال یار برابر نمیکنم
  5. شمارهٔ ۹۵ - قصه شمعمیرود در همه عالم بنکوئی سخنم
  6. شمارهٔ ۹۶ - آشفتهآشفته ز اغیارم و آزرده ز یارم
  7. شمارهٔ ۹۷ - اعتبار میشراب چشم تو، می را ز اعتبار انداخت
  8. شمارهٔ ۹۸ - بانتظار نگاهیاگر براه به بینی بلرزش آمده کاهی
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.