پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۹۸ - بانتظار نگاهی

اگر براه به بینی بلرزش آمده کاهی

منم نشسته براهت بانتظار نگاهی

چه وصف گویم از آن روی، در میان دو زلفت

که در سیاهی شب اوفتاده پرتو ماهی

بدان امید بمیرم که خاک راه تو گردم

مگر گذر فکنی بر من ستمزده گاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰ - میان جمعبیا که پیش وجودت ز خویشتن برهم
  2. شمارهٔ ۱۰۱ - در پرتو مهتابدیشب گل من، غنچه خاموش که بودی؟
  3. شمارهٔ ۱۰۲ - درد نهانساقی گره از کار من غمزده وا کن
  4. شمارهٔ ۱۰۳ - رضای پدرای که جستی بجان رضای پدر
  5. شمارهٔ ۱۰۴ - از روز ازلروی دلها همه از روز ازل سوی تو بود
  6. شمارهٔ ۱۰۵ - نتوان کردتا که کام از لب نوش تو، روا نتوان کرد
  7. شمارهٔ ۱۰۶ - چو شمعگر شبی در محفل جانان برافروزم چو شمع
  8. شمارهٔ ۱۰۷ - شبنمتا ترا از می و معشوق جدا نتوان دید
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.