پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳ - رضای پدر

ای که جستی بجان رضای پدر

دستگیرت شود دعای پدر

سیر گلزار، دلگشا نبود

پیش لبخند دلگشای پدر

از صفای هزار بستان به

چهر پر مهر با صفای پدر

از نوای هزار دستان به

بانگ پر شور و پندهای پدر

صد ره از مهر دیگران اولی

بر پسر خشم مهر زای پدر

پاس یکذره لطف او نبود

گر دو صد جان کنی فدای پدر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵ - نتوان کردتا که کام از لب نوش تو، روا نتوان کرد
  2. شمارهٔ ۱۰۶ - چو شمعگر شبی در محفل جانان برافروزم چو شمع
  3. شمارهٔ ۱۰۷ - شبنمتا ترا از می و معشوق جدا نتوان دید
  4. شمارهٔ ۱۰۸ - مردی و مردمیدلم رمیده ز دیدار مردم است امروز
  5. شمارهٔ ۱۰۹ - در مرگ پدراز سر چو رفت سایه مهر پدر مرا
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.