پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۸۶ - نسیم سحر

گر نسیم سحر از کوی تو آرد خبرم

چون گل از شوق بتن پیرهن جان بدرم

شب هجران تو بیدارم و حیران و خموش

گوش بر ناله مرغان بامید سحرم

در شب هجر تو جانم بلب آید تا صبح

بسکه از دیده بدامن شده خون جگرم

هرکس از جور عدو شکوه بیاری آرد

من شکایت ز تو ایدوست به پیش که برم

گفته بودی که بدیدار تو آیم روزی

ترسم آنروز بیائی که نباشد اثرم

گله میکرد ز آشفتگی موی تو دل

دید ایمه که من از موی تو آشفته ترم

بسکه در دل هوس لاله رویت کردم

لاله ها روید از این خاک چو من درگذرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸ - دمی خوشمائیم و همین کنج خرابات و دمی خوش
  2. شمارهٔ ۸۹ - از پریشانی گذشتکار دل در تار زلفش از پریشانی گذشت
  3. شمارهٔ ۹۰ - هر چه بیشتر بهتردرد ما هرچه بیشتر بهتر
  4. شمارهٔ ۹۱ - خطاست!از راه کوی عشق تو گر پا کشم خطاست
  5. شمارهٔ ۹۲ - چکنم ؟بیتو ای غنچه گل! با گل و ریحان چکنم؟
  6. شمارهٔ ۹۳ - از ماه بهتریبا سرو هم طرازی و با مه برابری
  7. شمارهٔ ۹۴ - باور نمیکنممه با جمال یار برابر نمیکنم
  8. شمارهٔ ۹۵ - قصه شمعمیرود در همه عالم بنکوئی سخنم
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.