پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۷۳ - ای طبیب !

پیش رویت گر بمیرم، زندگی از سر بگیرم

جان ز سر خواهم، بیا تا پیش چشمانت بمیرم

تا مرا نیروست در تن، غیر درگاهت نخواهم

تا مرا دستی است بر دل، غیر دامانت نگیرم

خفتی و هرگز نخفته، چشمم از سودای عشقت

رفتی و هرگز نرفته، عشقت از لوح ضمیرم

ای طبیب! از سر برو، رنجم مده، آزار کم کن

کاشنای درد عشقم، از تو درمان کی پذیرم؟

گوکه جانم وا رهاند، وز در خویشم نراند

کز همه عالم گزیرم هست و از او ناگزیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵ - شاهکار که ای ؟دوستدار که ای؟ نمیدانم!
  2. شمارهٔ ۷۶ - قهر حبیبآن قد دلفریب را بنگر
  3. شمارهٔ ۷۷ - چگونه ای ؟ایدل، بدام طره جانان چگونه ای؟
  4. شمارهٔ ۷۸ - روزگاری چندمرا بیاد تو بگذشت، روزگاری چند
  5. شمارهٔ ۷۹ - زحمت هجرشوری از عشق جوانی، بسر افتاده مرا
  6. شمارهٔ ۸۰ - پیک سحرگر دیده نبودی، بدلم آه نبودی
  7. شمارهٔ ۸۱ - بامید سحرسالها میگذرد، کز غم او بیمارم
  8. شمارهٔ ۸۲ - گناه نگاهبعد از این دست من و دامن ماه دگری
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.