پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۶۶ - گفته فرهاد

گرچه خوشتر ز لبت، باده نابی نبود

مستی آورتر از آن چشم، شرابی نبود

لیک این نکته شنیدم، که ظریفی میگفت:

عشق زیباست، ولی غیر سرابی نبود

ناز کم کن، که شکر خنده دوران شباب

دیده ام، بیشتر از عمر حبابی نبود

تکیه بر عمر مکن، زانکه اگر خوش نگری

گذران تر ز زمان، سیر شهابی نبود

این سخن گفتم و، رندی بدو صد طعنه بگفت:

خوشتر از گفته فرهاد، کتابی نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸ - راه میخانهراه میخانه عشاق، ز گمراهی به
  2. شمارهٔ ۶۹ - شب و روزتوسن عشق، برانگیخته دارم شب و روز
  3. شمارهٔ ۷۰ - سخن جاندست من و نگار، فراهم نمیرسد
  4. شمارهٔ ۷۱ - در آغوش مندیشب مه من، مست در آغوش من افتاد
  5. شمارهٔ ۷۲ - یار خو نکردبا من چو بخت یار نشد، یار خو نکرد
  6. شمارهٔ ۷۳ - ای طبیب !پیش رویت گر بمیرم، زندگی از سر بگیرم
  7. شمارهٔ ۷۴ - چرا باید بود؟فارغ از حال دل زار، چرا باید بود؟
  8. شمارهٔ ۷۵ - شاهکار که ای ؟دوستدار که ای؟ نمیدانم!
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.