پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۶۱ - بر مزار پدر

مرا بدیده توان نیش نیشتر دیدن

ولی نه دیده خواهر به اشک تر دیدن

هزار خاک جفا را، بسر توانم کرد

بریز خاک، نیارم تن پدر دیدن

اجل کجاست که در خاک و خون کشد مارا

که نیست، طاقت بار غم دگر دیدن

سفر بملک دگر کردی ای پدر، آسان

کنون مراست بجان رنج این سفر دیدن

هزار تیرم اگر بر جگر نشیند، به

که کودکان ترا داغ بر جگر دیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳ - رنجی که میکشدرنجی که بی تو، این تن فرسوده میکشد
  2. شمارهٔ ۶۴ - چه می پرسی ؟اگر با ناله دل، همزمان در هر دمی هستم
  3. شمارهٔ ۶۵ - دل هر جائیباز این دل هرجائی، سودای کسی دارد
  4. شمارهٔ ۶۶ - گفته فرهادگرچه خوشتر ز لبت، باده نابی نبود
  5. شمارهٔ ۶۷ - هم آوازم توئیای یاد او، بی روی او، عشقم توئی، نازم توئی
  6. شمارهٔ ۶۸ - راه میخانهراه میخانه عشاق، ز گمراهی به
  7. شمارهٔ ۶۹ - شب و روزتوسن عشق، برانگیخته دارم شب و روز
  8. شمارهٔ ۷۰ - سخن جاندست من و نگار، فراهم نمیرسد
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.