پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۶۰ - اندیشه خواب

گشتیم پی باده نابی و ندیدیم

کردیم بهر راه شتابی و ندیدیم

بسیار دویدیم، بدنبال سرابی

در حسرت یک چشمه آبی و ندیدیم

بس بر در هر میکده مخمور نشستیم

در آرزوی جام شرابی و ندیدیم

افسوس! که یک عمر در این بی خبری، ما

خفتیم در اندیشه خوابی و ندیدیم

تا سر ازل را بیکی جلوه به بینم

خواندیم بهر گوشه کتابی و ندیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲ - در آتش بیگانهنه تنها خاطر ما ز آتش بیگانه میسوزد
  2. شمارهٔ ۶۳ - رنجی که میکشدرنجی که بی تو، این تن فرسوده میکشد
  3. شمارهٔ ۶۴ - چه می پرسی ؟اگر با ناله دل، همزمان در هر دمی هستم
  4. شمارهٔ ۶۵ - دل هر جائیباز این دل هرجائی، سودای کسی دارد
  5. شمارهٔ ۶۶ - گفته فرهادگرچه خوشتر ز لبت، باده نابی نبود
  6. شمارهٔ ۶۷ - هم آوازم توئیای یاد او، بی روی او، عشقم توئی، نازم توئی
  7. شمارهٔ ۶۸ - راه میخانهراه میخانه عشاق، ز گمراهی به
  8. شمارهٔ ۶۹ - شب و روزتوسن عشق، برانگیخته دارم شب و روز
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.