پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۵۶ - عیش فراهم

خوشم ایدوست، چون غمی دارم

با غم خویش عالمی دارم

باده در جام و درد عشق بجان

وه چه عیش فراهمی دارم

شکر ایزد، که ریش حرمان را

باده ای هست و مرهمی دارم

خانه جان تهی ز جانان نیست

عیش اگر نیست، ماتمی دارم

دل و دلدار، هر دو چون رفتند

جای دلدار و دل، غمی دارم

همدمم گو: مباش در عالم

ناله تا هست، همدمی دارم

یار شیرین چو سرکشید از من

یاد رویش بسر همی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸ - دیار هوسآن بی خبر، که راه دیار هوس گرفت
  2. شمارهٔ ۵۹ - خوش آمدیز لطف، پا بسر من چه خوش نهادی باز
  3. شمارهٔ ۶۰ - اندیشه خوابگشتیم پی باده نابی و ندیدیم
  4. شمارهٔ ۶۱ - بر مزار پدرمرا بدیده توان نیش نیشتر دیدن
  5. شمارهٔ ۶۲ - در آتش بیگانهنه تنها خاطر ما ز آتش بیگانه میسوزد
  6. شمارهٔ ۶۳ - رنجی که میکشدرنجی که بی تو، این تن فرسوده میکشد
  7. شمارهٔ ۶۴ - چه می پرسی ؟اگر با ناله دل، همزمان در هر دمی هستم
  8. شمارهٔ ۶۵ - دل هر جائیباز این دل هرجائی، سودای کسی دارد
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.