پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۵۲ - سر در پی صیاد

دردی که من از گردش ایام کشیدم

کم بود؟ که باز از تو گل اندام کشیدم

از هر نفس باد، که از کوی تو برخاست

هرلحظه دو صد حسرت پیغام کشیدم

از میکده بیرون ننهم پای، که اینجا

دردی نکشیدم من و صد جام کشیدم

دردام، پی دانه رود صید و من مست

سر در پی صیاد درین دام کشیدم

تا بینمت ایماه، که در کوی که هستی

چون ماه، سر از گوشه هر بام کشیدم

ناکام نخواهم شدن از وصل تو، زیرا

ناکامی عالم، پی این کام کشیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴ - در راه آرزوتا جلوه کرد، عارض چون ماه آرزو
  2. شمارهٔ ۵۵ - حبیب اگر بگذاردطالب یارم، رقیب اگر بگذارد
  3. شمارهٔ ۵۶ - عیش فراهمخوشم ایدوست، چون غمی دارم
  4. شمارهٔ ۵۷ - شمشیر و سپرخیزیم و شبی در شهر، صد شور و شر اندازیم
  5. شمارهٔ ۵۸ - دیار هوسآن بی خبر، که راه دیار هوس گرفت
  6. شمارهٔ ۵۹ - خوش آمدیز لطف، پا بسر من چه خوش نهادی باز
  7. شمارهٔ ۶۰ - اندیشه خوابگشتیم پی باده نابی و ندیدیم
  8. شمارهٔ ۶۱ - بر مزار پدرمرا بدیده توان نیش نیشتر دیدن
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.