پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۴۰ - کجاست ؟

آن بوستان کجاست؟ که خوشتر زبند تست

یا خنده گلی، که به از نوشخند تست؟

طبع بلند من، نکند وصف قامتت

چون پست، در مقابل سرو بلند تست

گیرم مرا، بقهر برانی ز خویشتن

این دل کجا برم؟ که اسیر کمند تست

ما بوسه ای به نقد دل و جان خریده ایم

دیگر نه جای حرف من و چون و چند تست

گر نیست خاطر تو، پریشان بمهر من

باری ترحمی، که دلم دردمندی تست

این یادگار لرزش قلب شکسته ایست

گاهی بخوان بیاد منش، گر پسند تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲ - ناله شبگیردلخسته چو من، در همه آفاق کسی نیست
  2. شمارهٔ ۴۳ - خیال روی توخیال روی تو بر جان خسته میگذرد
  3. شمارهٔ ۴۴ - داغ محبتشکستگی دل، از نقش قامتم پیداست
  4. شمارهٔ ۴۵ - بیاد حبیبای پریچهر! که گل چون تو برعنائی نیست
  5. شمارهٔ ۴۶ - ترانه دلکشامشب خوش است حالم و از باده سرخوشم
  6. شمارهٔ ۴۷ - بانگ دلکشبزمی خوش است امشب و اهل نظر خوشند
  7. شمارهٔ ۴۸ - بیاد دوستز جمع ما برون رفتی، شکستی محفل ما را
  8. شمارهٔ ۴۹ - داغ دوستکو؟ بلبل شوریده دل خوش سخن ما
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.