پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۳۹ - یاد شیراز

در آسمان عشق، چو پرواز می کنم

ناچار یاد خطه شیراز می کنم

بوی نسیم تربت سعدی و خواجه را

الهام بخش طبع غزلساز میکنم

بال و پری اگر زنم اندر فضای قدس

با بال تست، خواجه که پرواز می کنم

آنجا، جبین بخاک تو میسایم از نیاز

اینجا، اگر بمهر فلک ناز میکنم

اینجا، اگر پیاله ز دستم گرفته اند

آنجا، بحکم تو سر خم باز می کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱ - آهنگ بوسهدوش آن پری، که رخنه بدلها نمود و رفت
  2. شمارهٔ ۴۲ - ناله شبگیردلخسته چو من، در همه آفاق کسی نیست
  3. شمارهٔ ۴۳ - خیال روی توخیال روی تو بر جان خسته میگذرد
  4. شمارهٔ ۴۴ - داغ محبتشکستگی دل، از نقش قامتم پیداست
  5. شمارهٔ ۴۵ - بیاد حبیبای پریچهر! که گل چون تو برعنائی نیست
  6. شمارهٔ ۴۶ - ترانه دلکشامشب خوش است حالم و از باده سرخوشم
  7. شمارهٔ ۴۷ - بانگ دلکشبزمی خوش است امشب و اهل نظر خوشند
  8. شمارهٔ ۴۸ - بیاد دوستز جمع ما برون رفتی، شکستی محفل ما را
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.