پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۳۳ - چشم براه

رفتی ز چشم و چشم براهم نشانده ای

در سیل اشک و آتش آهم نشانده ای

در حسرت نگاهی از آن چشم دل سیاه

بار دگر، بروز سیاهم نشانده ای

گم کرده راه، در شب تاریک زندگی

در انتظار آن رخ ماهم نشانده ای

تا پا نهی چو خاک، بسر بار دیگرم

امیدوار، بر سر راهم نشانده ای

چون برق تا شراره بر این آشیان زنی

در آرزوی برق نگاهم نشانده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵ - بخت روشنجز قطره ای که ریزد، از چشم روشن من
  2. شمارهٔ ۳۶ - ای غم برو ای غم برو، وگرنه بمیخانه ات کشم
  3. شمارهٔ ۳۷ - سنگ حوادثچون نسیم صبح آئی، تا چو گل خندانیم
  4. شمارهٔ ۳۸ - کوچه معشوقهامشب از کوچه معشوقه، گذر خواهم کرد
  5. شمارهٔ ۳۹ - یاد شیرازدر آسمان عشق، چو پرواز می کنم
  6. شمارهٔ ۴۰ - کجاست ؟آن بوستان کجاست؟ که خوشتر زبند تست
  7. شمارهٔ ۴۱ - آهنگ بوسهدوش آن پری، که رخنه بدلها نمود و رفت
  8. شمارهٔ ۴۲ - ناله شبگیردلخسته چو من، در همه آفاق کسی نیست
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.