پرش به محتوای اصلی
علی اشتری علی اشتری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸ - ای مرغ دل

ای مرغ دل، ز سینه چو پرواز میکنی

پای غمی بخانه خود باز میکنی

با این پر شکسته، بدین شوق و این شتاب

گرد حریم عشق، چه پرواز می کنی؟

در خاطر حزین، بهوای پریوشی

از عشق، دفتر دگری باز میکنی

ای گل ترا چه شد؟ که دل شادمان خویش

با این دل شکسته هم آواز میکنی

ما را زبان گفتن راز درون نماند

ای خامه شکسته، تو ابراز میکنی

ای دست غم، چرا ز دلم پا نمیکشی

ای پنجه اجل، تو چرا ناز میکنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰ - یکشب آخریکشب آخر بصد افسون ببرش میگیرم
  2. شمارهٔ ۳۱ - عاشق صادقصفای عاشق صادق، به مهر کس مفروش
  3. شمارهٔ ۳۲ - سخن دلاز دل گذشت، یک سخن امروز بر لبم
  4. شمارهٔ ۳۳ - چشم براهرفتی ز چشم و چشم براهم نشانده ای
  5. شمارهٔ ۳۴ - گداختیم و نشدز شوق وصل، بهجر تو ساختیم و نشد
  6. شمارهٔ ۳۵ - بخت روشنجز قطره ای که ریزد، از چشم روشن من
  7. شمارهٔ ۳۶ - ای غم برو ای غم برو، وگرنه بمیخانه ات کشم
  8. شمارهٔ ۳۷ - سنگ حوادثچون نسیم صبح آئی، تا چو گل خندانیم
همه‌ی غزلیات ←

علی اشتری درباره‌ی علی اشتری

علی اشتری متخلص به فرهاد (۱۳۰۱–۱۳۴۰) شاعر غزلسرای اهل ایران بود.  پدرش احمدخان اشتری که در شعر تخلص «یکتا» داشت شاعر، نقاش و برای مدتی نیز عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. وی در نزد پدر برخی از فنون ادب را آموخت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ شرف به پایان رساند. وی از نوجوانی به سرودن پرداخت و تخلص فرهاد را برای خود بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.