پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۶

هلال غرّه شعبان ز چرخ کرد طلوع

به پیش جام و صراحی برد سجود و رکوع

قعود یار پری رو قیام شاهد مست

به اهل حال فزاید فزون خضوع و خشوع

ز خاک میکده گو تا برد حیات ابد

سکندر ارچه زآب خضر بود ممنوع

نوای مطرب عشاق راست زد تکبیر

منه به جانب محراب عشق روی خضوع

فغان کند دل شیدا ز دیدن رویت

بلی به ناله برآید چو دید مه مصروع

به حیرتم که به سبعین هجر چون ماندم

مرا که بی‌تو نبودی قرار در اُسبوع

شکر ز دست رقیبم چو حنظل است به طبع

ز دست دوست بود زهر چون شکر مطبوع

چو شمع پا به جا ایستاده‌ام در بزم

مکن تو خدمت جان باختن به کس مرجوع

نظر به لاله‌رخان لیک چشم دل با تست

که عکس‌ها همه دارند سوی اصل رجوع

چه جای پرتو شمع است و تابش اختر

چو آفتاب حقیقت کند ز شرق طلوع

اصول مطرب و مدح علی بس آشفته

ز من مپرس تو ای شیخ از اصول و فروع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۸نمی‌تابی چرا ای شمع در کاشانه عاشق
  2. شمارهٔ ۶۳۹تا گل روی تو از شرم که شد غرق عرق
  3. شمارهٔ ۶۴۰صد گل شکفت صبحدم از بوستان عشق
  4. شمارهٔ ۶۴۱عاقلان دیوانه تدبیر عشق
  5. شمارهٔ ۶۴۲بر بی نیاز قابل نبود نماز عاشق
  6. شمارهٔ ۶۴۳مدتی بستم لب از گفتار عشق
  7. شمارهٔ ۶۴۴امشبم خورشید سرزد از وثاق
  8. شمارهٔ ۶۴۵بس عجب داری که دیدی لعل خوبان از نمک
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.