پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۴

امشبم خورشید سرزد از وثاق

ماه از این خجلت فتاد اندر محاق

کی چمد سرو چمن در انجمن

ماه کی دیدی نشیند در رواق

مطربا چنگی و ساقی ساغری

کاینچنین شب نادر افتد اتفاق

در درون بلبله خون رزان

بسته کامشب در گلو دارد حناق

آفت دل شاهدان بذله گوی

دشمن دین ساقیان سیم ساق

از نگینی بد سلیمان را حشم

داشت جم از فیض جامی طمطراق

سده کرد از آب می مینا بریز

در قدح شاید گشاید از فواق

من نمیدانم گنه را از ثواب

شرع آشفته بود صدق و وفاق

از نجف هرگز نمی آیم بخلد

شیخنا بگذر مکن تکلیف شاق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۶ای رفته و باز آمده سرمست و غضبناک
  2. شمارهٔ ۶۴۷نوبهار است و برآورد گل رعنا خاک
  3. شمارهٔ ۶۴۸گل پیش رخ تو باخته رنگ
  4. شمارهٔ ۶۴۹ترک چشمت صنما گرچه علیل است علیل
  5. شمارهٔ ۶۵۰حسن بدیع تو ای خجسته شمایل
  6. شمارهٔ ۶۵۱خسرو شیرین لبان توئی بشمایل
  7. شمارهٔ ۶۵۲دلی که عشق بود در طبیعتش مجبول
  8. شمارهٔ ۶۵۳جز عشق نیکوان که بود اصل هر اصول
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.