پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۳

جز عشق نیکوان که بود اصل هر اصول

باشد مذاهب دگر اندیشه فضول

نبود عجب بصید دلم گر بود حریص

طفل است و برگرفتن صعوه بود عجول

بر اوج کوی او نرسد طایر قیاس

در دشت عشق لنگ بود توسن عقول

بار امانت غم عشقت بدوش کرد

بیچاره آدمی که ظلوم آمد و جهول

قاصد میان عاشق و معشوق شرط نیست

جز آه در میان نبود دیگری رسول

پندش کجا بحلقه مستان اثر کند

واعظ که خود عدول نماید زما یقول

گو زاهدش براند از کعبه و صفا

آنرا که طوف میکده عشق شد قبول

قربانیان کوی تو از بس بود فزون

ترسم دلت زریختن خون شود ملول

از منع پاسبان نکند وهم و از عسس

هر کس که راه یافته در پرده اصول

خورشید آسمان که بود شمع خاوری

خواهد زشمع روی تو پروانه دخول

شوقم بجای ماند و تحمل زدست رفت

عقلم زوال یافت و العشق لا یزول

آشفته کوهها بدل از عشق اوست بار

زلفش ببین که بار دلم را شده حمول

خورشید مرتضی و جهان جمله ذره اند

فرع است کاینات و علی اصل هر اصول

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۵مرا بغیر تو خاطر کجا شود مشغول
  2. شمارهٔ ۶۵۶شب فراق درآمد برفت روز وصال
  3. شمارهٔ ۶۵۷بده ای ساقی آتشی سیال
  4. شمارهٔ ۶۵۸شکار کیستم یارب به خاک و خون تپان بسمل
  5. شمارهٔ ۶۵۹می‌رفت و هزار دل دنبال
  6. شمارهٔ ۶۶۰مدعی تا چند می‌پرسی تو از اسرار دل
  7. شمارهٔ ۶۶۱بختی عقلم بگسسته عقال
  8. شمارهٔ ۶۶۲ز همرهان مجازی کناره کن ای دل
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.