پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۷

نوبهار است و برآورد گل رعنا خاک

لعبتان کرده عیان نغز و خوش و زیبا خاک

تا که عیش که بود در چمن و عشرت کیست

که چمن باز حلی کرد قبا دیبا خاک

گو بموسی گلستان دم از ارنی نزنی

که بسی مشعله افروخته چون سینا خاک

گل خورشید بپرورده بدامان از مهر

خود بر او دیده فرو دوخته چون حربا خاک

رسته از خاک بسی لاله خونین پیداست

داغها داشته پنهان بدل از سودا خاک

زادگانش همه مستانه چمان رقص کنان

خورده از خمکده ابر زبس صهبا خاک

تا که آیا بتماشای چمن میآید

کاین همه گنج بگسترده بی پروا خاک

بوستان کافر زمرد شد و لعل زرو سیم

بشتابید که داد است صلا یغما خاک

نوبت سلطنت حق بود و عید عجم

کز شعف سوده کله بر فلک اعلی خاک

جان بیاسایدت آشفته زآتش فردا

اگر امروز کنی تن به در مولی خاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۹ترک چشمت صنما گرچه علیل است علیل
  2. شمارهٔ ۶۵۰حسن بدیع تو ای خجسته شمایل
  3. شمارهٔ ۶۵۱خسرو شیرین لبان توئی بشمایل
  4. شمارهٔ ۶۵۲دلی که عشق بود در طبیعتش مجبول
  5. شمارهٔ ۶۵۳جز عشق نیکوان که بود اصل هر اصول
  6. شمارهٔ ۶۵۴حدیث عشق بازی را مپرس از عارف عاقل
  7. شمارهٔ ۶۵۵مرا بغیر تو خاطر کجا شود مشغول
  8. شمارهٔ ۶۵۶شب فراق درآمد برفت روز وصال
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.