پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۰

حسن بدیع تو ای خجسته شمایل

فتنه ایام گشت و شور قبایل

بار دل عاشقانت زلف دو تا کرد

ورنه نبودی بدین صفت تمایل

از که بپوشم حدیث عشق که باشد

چهره و اشکم بدرد عشق دلایل

خواهی اگر خم نشین شوی چو فلاطون

در خم باده بشو کتاب فضایل

مشکلی افتاده بود نقطه موهوم

کرد به حرفی لب تو حل مسائل

بندد اگر بت پرست رشته زرنار

بر بت رویت چراست زلف حمایل

گفته آشفته پیش زلف تو گفتی

هر دو برقص آمدند سامع و قائل

وصل تو جانانه بود قسمت جانم

گر نشدی جان میان ما و تو حایل

عشق علی شست نقش مهر بتان را

ملت احمد نمود نسخ اوایل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۲دلی که عشق بود در طبیعتش مجبول
  2. شمارهٔ ۶۵۳جز عشق نیکوان که بود اصل هر اصول
  3. شمارهٔ ۶۵۴حدیث عشق بازی را مپرس از عارف عاقل
  4. شمارهٔ ۶۵۵مرا بغیر تو خاطر کجا شود مشغول
  5. شمارهٔ ۶۵۶شب فراق درآمد برفت روز وصال
  6. شمارهٔ ۶۵۷بده ای ساقی آتشی سیال
  7. شمارهٔ ۶۵۸شکار کیستم یارب به خاک و خون تپان بسمل
  8. شمارهٔ ۶۵۹می‌رفت و هزار دل دنبال
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.