پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۳

مدتی بستم لب از گفتار عشق

تا نگویم با کسی اسرار عشق

لاجرم سر انا الحق فاش شد

میروم منصور وش بر دار عشق

عاشق از کس راز نتواند نهفت

کازجبینش ظاهر است آثار عشق

آتش نمرود نبود هوشدار

گو خلیلا پا منه در نار عشق

میل گلشن هرگزت نبود دلا

گر خلد در پای جانت خار عشق

مشتری گو جان بیاور کامده

یوسفی در جلوه در بازار عشق

گر نبخشاید طبیب عاشقان

کی شفا جوید زکس بیمار عشق

هر چه را بینی عیاری کرده اند

صیرفی کو تا کند معیار عشق

حیرتم از کار نساجان صنع

کاز چه میبافند پود و تار عشق

عشق اقدس مرتضی و عاشقان

غافلند از قدر و از مقدار عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۵بس عجب داری که دیدی لعل خوبان از نمک
  2. شمارهٔ ۶۴۶ای رفته و باز آمده سرمست و غضبناک
  3. شمارهٔ ۶۴۷نوبهار است و برآورد گل رعنا خاک
  4. شمارهٔ ۶۴۸گل پیش رخ تو باخته رنگ
  5. شمارهٔ ۶۴۹ترک چشمت صنما گرچه علیل است علیل
  6. شمارهٔ ۶۵۰حسن بدیع تو ای خجسته شمایل
  7. شمارهٔ ۶۵۱خسرو شیرین لبان توئی بشمایل
  8. شمارهٔ ۶۵۲دلی که عشق بود در طبیعتش مجبول
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.