پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۲

بر بی نیاز قابل نبود نماز عاشق

مگر اینکه قبله باشد بت دلنواز عاشق

نه بمسجد است و محراب نماز عشقبازان

بخم دوابروی دوست بود نماز عاشق

همه روی در حجیزند پی عبادت اما

سر کوی یار باشد بجهان حجاز عاشق

زجهان به بینیازی بزنند دم حریفان

که برای ناز معشوق بود نیاز عاشق

نکنی زغیر شکوه رخ زرد و اشگ گلگون

فکند زپرده بیرون همه روزه راز عاشق

بده آن شراب ساقی که هوس زداید از دل

بحقیقتی رسانی تو گر مجاز عاشق

تو که دست کردگاری گرهی زکار بگشا

نبود بجز تو در دهر چو کارساز عاشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۴امشبم خورشید سرزد از وثاق
  2. شمارهٔ ۶۴۵بس عجب داری که دیدی لعل خوبان از نمک
  3. شمارهٔ ۶۴۶ای رفته و باز آمده سرمست و غضبناک
  4. شمارهٔ ۶۴۷نوبهار است و برآورد گل رعنا خاک
  5. شمارهٔ ۶۴۸گل پیش رخ تو باخته رنگ
  6. شمارهٔ ۶۴۹ترک چشمت صنما گرچه علیل است علیل
  7. شمارهٔ ۶۵۰حسن بدیع تو ای خجسته شمایل
  8. شمارهٔ ۶۵۱خسرو شیرین لبان توئی بشمایل
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.