پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۹

تا گل روی تو از شرم که شد غرق عرق

که گل از شرم تو در آب فروشسته ورق

قامت معتدل وچهره گلناری تو

بزده از سرو و گل کشمر کابل رونق

برد با دست بلورین چو بلب جام شراب

کرد در بزم عیان در دل شب صبح و شفق

خط تو خضر و لبت چشمه آب حیوان

چهره ات بدر دجی طره تو ذات غسق

مات در عرضه حسنت شه انجم ای رخ

وقت پیل افکنی تست نرانی بیدق

مانده در تیه غمت موسی عمران حیران

نوح در ورطه عشق تو شکسته زورق

حیرتم از تو ندانم که کدامی ای عشق

که وجود دو جهان شد زوجودت مشتق

دل سودائی و در عشق شکیبا حاشا

صبر بر آتش سوزنده ندارد زیبق

نفس کشت و همه لیلی شد از آن رو مجنون

در صف عشق زعشاق گرو برد و سبق

پرچم زلف تو زد بر سر خورشید علم

شاید ار بر سر افلاک بکوبی بیرق

شیر حقی تو و دست ازل و خازن سر

گوید آشفته مدیحت بودش تا که رمق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۱عاقلان دیوانه تدبیر عشق
  2. شمارهٔ ۶۴۲بر بی نیاز قابل نبود نماز عاشق
  3. شمارهٔ ۶۴۳مدتی بستم لب از گفتار عشق
  4. شمارهٔ ۶۴۴امشبم خورشید سرزد از وثاق
  5. شمارهٔ ۶۴۵بس عجب داری که دیدی لعل خوبان از نمک
  6. شمارهٔ ۶۴۶ای رفته و باز آمده سرمست و غضبناک
  7. شمارهٔ ۶۴۷نوبهار است و برآورد گل رعنا خاک
  8. شمارهٔ ۶۴۸گل پیش رخ تو باخته رنگ
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.