پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۴

عشقِ پیرانه‌سرم انگیخته در دل نشاط

بر هوا گسترده‌ام از نو سلیمان‌وَش نشاط

پرچم زلف بتی افکند بر سر سایه‌ام

تا زنم بر بام گردون پرچم عیش و نشاط

قافله‌سالار عشقم کاروان پربار دل

مشتری مغبچگان و کوی میخانه رباط

اختلاط ماه و تو هست از ازل چون نور و چشم

گر به چشم مردمانم نیست پیدا اختلاط

ربط جان زآن تار زلفینِ دوتا کی بگسلد

تا که باشد در میان جان و جانان ارتباط

دست معمار وجودم چون بنا کرد از ازل

خشت من از عشق کرد و مهر مَه‌ْرویان مَلاط

مادر گیتی مرا در پای خُم زاد از ازل

دایه‌ام شد می‌ْفروش و خاک میخانه قماط

احتیاطی داشتم از دیدن روی بتان

ناگهان تیر نظر از دست برد آن احتیاط

عیش باقی جوی در کوی مغان منزل گزین

در بسیط خاک چون نبود بساط انبساط

درگه پیر مغان خاک نجف دارالامان

این صراط مستقیم آشفته و نعم الصراط

سعی کن ای دل که تا گردی غبار درگهش

تا کله گوشه ز کیوان بگذرانی از نشاط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۶هلال غرّه شعبان ز چرخ کرد طلوع
  2. شمارهٔ ۶۳۷کافور بیخت ابر چو بر بوستان باغ
  3. شمارهٔ ۶۳۸نمی‌تابی چرا ای شمع در کاشانه عاشق
  4. شمارهٔ ۶۳۹تا گل روی تو از شرم که شد غرق عرق
  5. شمارهٔ ۶۴۰صد گل شکفت صبحدم از بوستان عشق
  6. شمارهٔ ۶۴۱عاقلان دیوانه تدبیر عشق
  7. شمارهٔ ۶۴۲بر بی نیاز قابل نبود نماز عاشق
  8. شمارهٔ ۶۴۳مدتی بستم لب از گفتار عشق
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.