پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۸

کی در بهاران دیده ای بلبل فرو بندد نفس

یا در میان کاروان بی غلغله ماند جرس

پائی بدامان میکشم در دیده افغان میکشم

فریاد پنهان میکشم چون نیستم فریادرس

دیگر بیاد گلستان بیجا بود آه و فغان

صیاد اگر شد مهربان سازیم با کنج قفس

دارم فراغ از سرنوشت ، من با تو ای حورا سرشت،

ور بی تو باشم در بهشت باشد بچشمم چون قفس

از قید هستی رسته ام وز زندگانی خسته ام

تا دل بعشقت بسته ام برکنده ام بیخ هوس

ای هوشمندان الحذر از راه عشق پرخطر

وهم و گمان را زین سفر ، فرسوده شد پایِ حرَس

دین و خرد در باختم تا توشه ره ساختم

جانان جان بشناختم خود جان نخواهم زین سپس

از کعبه و دیرم مگو زنار و تسبیحم مجو

زین هر دو دارم بر تو رو محرابم ابروی تو بس

گیتی مرا دشمن بود دوران بقصد من بود

آشفته ات یکتن بود جز تو ندارد هیچکس

فرمانده کیهان توئی شاهنشه دوران توئی

چون شحنه امکان توئی پروا ندارم از عسس

ای صاحب عصر و زمان ای خضر راه گمرهان

من مانده دور از کاروان وین رهزنان از پیش و پس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰۰شهد آن بوسه که خوردم زلب شیرینش
  2. شمارهٔ ۶۰۱آنکه سلامت جهان آمده در سلامتش
  3. شمارهٔ ۶۰۲چمن امروز شده از اثر باران خوش
  4. شمارهٔ ۶۰۳هر کرا خواندی از نکویانش
  5. شمارهٔ ۶۰۴این چه بلبل که چو گوش کند آوازش
  6. شمارهٔ ۶۰۵هر کرا بار میدهد یارش
  7. شمارهٔ ۶۰۶ساقیا مستند چشمانت دمی هشیار باش
  8. شمارهٔ ۶۰۷تا که در میخانه وحدت علی شد میفروش
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.