پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۷

در آبحلقه مستان زننگ و نام مترس

حریص دانه خالی زبند دام مترس

اگر بمصر محبت غلام عشق شدی

هزار یوسف مصرت شود غلام مترس

اگر بود بخرابات صد هزار خطر

چو خضر ساقی دور است از این پیام مترس

گر آفتاب جمالش بصبح میتابد

بسوز شمع زسر تا قدم تمام مترس

اگر چه محتسب اندر کمین مستانست

چو عکس ساقی دورت فتد بجام مترس

زمهر و قهر علی گو مگو زجنت و نار

بیاد طلعت مویش زصبح و شام مترس

وصی خاص نبی مرتضی است باده بیار

بگیر مذهب خاص وز گفت عام مترس

زشکرین لبش آشفته بوسی ار دهدت

گشای روزه بحلوا و از صیام مترس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۹حذر از تیر آن ترک قزلباش
  2. شمارهٔ ۶۰۰شهد آن بوسه که خوردم زلب شیرینش
  3. شمارهٔ ۶۰۱آنکه سلامت جهان آمده در سلامتش
  4. شمارهٔ ۶۰۲چمن امروز شده از اثر باران خوش
  5. شمارهٔ ۶۰۳هر کرا خواندی از نکویانش
  6. شمارهٔ ۶۰۴این چه بلبل که چو گوش کند آوازش
  7. شمارهٔ ۶۰۵هر کرا بار میدهد یارش
  8. شمارهٔ ۶۰۶ساقیا مستند چشمانت دمی هشیار باش
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.