پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۹

با تیغ بر سرم تاخت آن ترک ماه منظر

ماهی هلال بر کف مهری کشیده خنجر

چشمان دو ترک خوانخوار ابروی چون دم مار

عقرب دو زلف جرار آکنده خوی بمنظر

بگشوده چین گیسو کرده گره بر ابرو

خائیده لب بدندان بر لعل سوده گوهر

برجسته از شکر خواب وز خشم در تب و تاب

پر از عتاب عناب آلوده زهر و شکر

پوشیده ترک مستش از خط سبز خفتان

زلف زره مثالش داودوش زره گر

مشکینه درغ گیسو پوشیده دوش بر دوش

از کاکل معنبر مغفر نهاده بر سر

لشکر کشیده مژگان غمزه بر او سپهبد

با این سپه همی کرد تسخیر هفت کشور

زآن ساعد بلورین و آن پنجه نگارین

بس خون روان زدیده بس دستها به داور

خال و خط نگاهش با چشم دل سیاهش

بهر شکست اسلام پیوسته خیل کافر

تن بود سیم خام و آهن در او نهفته

دل بود سنگ خارا رخ آینه سکندر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۱وه که از ما جز گنه بر می نیاید هیچکار
  2. شمارهٔ ۵۵۲پیمان بغیر بسته و عهدم شکست یار
  3. شمارهٔ ۵۵۳نه گلشن است از شرر برق در خطر
  4. شمارهٔ ۵۵۴تا بدبستان دل عشق شد آموزگار
  5. شمارهٔ ۵۵۵یارش مخوان که شکوه کند از جفای یار
  6. شمارهٔ ۵۵۶ای چشم بدان زدیدنت دور
  7. شمارهٔ ۵۵۷وه که مطرب بود امشب به سر رای دگر
  8. شمارهٔ ۵۵۸ای کلک قضا را خط تو حاصل تحریر
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.