پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۸

ای کلک قضا را خط تو حاصل تحریر

وز نقش نظیر تو خجل خامه تقدیر

یک دوره زکریاس تو حاشا که کند طی

صددور گر افلاک درآیند بتدویر

سودای تو افزود جنون کاست دل ودین

گم شد بکف از زلف تو سررشته تدبیر

زنار ببر بت شکن و سبحه فروهل

تا چند دهی رشته باین دانه تزویر

بر گردن خورشید ززلف تو کمندی

برپای مه چارده از خط تو زنجیر

رخساره نورانی تو آیه نور است

خط تو بر آن آیه نور آمده تفسیر

زلف تو زره ساز چو داود باعجاز

ابروی تو چون تیغ علی گشت جهانگیر

زلف تو چه دامی شده صیاد کدامست

کاهوی سیه مست تواش آمده نخجیر

تا دور شد از حلقه آنزلف شب آسا

آشفته ندارد بجز از ناله شبگیر

سازند زخاکم همه اکسیر و عجب نیست

تا بر من خاکی زده از مهر تو اکسیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۰چه ای زلف که گه مشگ دهی گه عنبر
  2. شمارهٔ ۵۶۱باغبانا زحسد چند فرو بندی در
  3. شمارهٔ ۵۶۲زشهر تا مه بیمهر من شده است مسافر
  4. شمارهٔ ۵۶۳پسته خندان گشود و لعل شکربار
  5. شمارهٔ ۵۶۴بی گل رویت یکیست بوی گل و نیش خار
  6. شمارهٔ ۵۶۵دیده نظر باز و رخت بی نظیر
  7. شمارهٔ ۵۶۶زینهار ای معاشران زنهار
  8. شمارهٔ ۵۶۷زآن صافی صوفی زآن درد صفا پرور
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.