پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۳

پسته خندان گشود و لعل شکربار

شکر که نرخ شکرشکست ببازار

دلبر شیرین بلی چو کرد تبسم

پسته عجب نیست کاورد شکری بار

اینکه ببازار رفتی از پی یوسف

سر بنه ار زر بکیسه نیست بمقدار

شیشه بگو تا کند زسنگ کناری

صحبت نااهل را ثمر بود آزار

نشکندش قیمت وز نرخ نکاهد

گر گهری را عیان نگشت خریدار

دفتر پرهیز زآب میکده شستیم

خرقه و دستار رهن خانه خمار

میدهدم شیخ دردسر که مخور می

بیخبرند از خمار مردم هشیار

گر شکنی آن شکنج زلف پریشان

نافه چین بشکنی و طبله عطار

شور حق از سر منه دلا تو چو منصور

تا که سرافرازیت دهد بسر دار

روی نمود و جهان اسیر جنون کرد

چهره زمردم نهفت باز پریوار

هست شبی در قفای روز و ززلفت

روز مرا آمده عیان دو شب تار

حال دل آشفته چیست در خم زلفش

صعوه که منزل گرفته در دهن مار

از پی افسون مار جادوی ضحاک

به که پناه آورم بحیدر کرار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۵دیده نظر باز و رخت بی نظیر
  2. شمارهٔ ۵۶۶زینهار ای معاشران زنهار
  3. شمارهٔ ۵۶۷زآن صافی صوفی زآن درد صفا پرور
  4. شمارهٔ ۵۶۸کی شنیدستی هلالی خیزد از بدر منیر
  5. شمارهٔ ۵۶۹خرامد گر بفرخار آن بت مهروی و مه پیکر
  6. شمارهٔ ۵۷۰عقل را از جنون بنه زنجیر
  7. شمارهٔ ۵۷۱غمزه بود مست و نظر هوشیار
  8. شمارهٔ ۵۷۲گرفت پرده ز رخسار شاهد منظور
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.