پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۴

بی گل رویت یکیست بوی گل و نیش خار

فرش حریر است خار در ره جویای یار

مجمر روی تو را خال مجاور شده

کی بود اسپند را بر سر آتش قرار

فرق من و شیخ شهر چیست بگویم تمام

او بعمل نازد و ما بتو امیدوار

اشترت ار در قطار هست بر او بار نه

من که گسستم قطار چند کشی زیر بار

لاجرمم زینهار بر در حیدر کشد

ترک ستمکار من بسکه خورد زینهار

تیر گر از شست تست طعم رطب بخشدم

زهر گر از دست تست چیست می خوشگوار

بنده آنم که خفت جای نبی بر سریر

غیر بگو خوش برو تو زپی یار غار

تا بخدا بنده شد شیر خدا دست حق

او بهمه کاینات گشت خداوندگار

دفتر آشفته را غیر مدیح تو نیست

شایدش از این مدیح بر دو جهان افتخار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۶زینهار ای معاشران زنهار
  2. شمارهٔ ۵۶۷زآن صافی صوفی زآن درد صفا پرور
  3. شمارهٔ ۵۶۸کی شنیدستی هلالی خیزد از بدر منیر
  4. شمارهٔ ۵۶۹خرامد گر بفرخار آن بت مهروی و مه پیکر
  5. شمارهٔ ۵۷۰عقل را از جنون بنه زنجیر
  6. شمارهٔ ۵۷۱غمزه بود مست و نظر هوشیار
  7. شمارهٔ ۵۷۲گرفت پرده ز رخسار شاهد منظور
  8. شمارهٔ ۵۷۳گر توئی ساقی ما باده خلر چه ضرور
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.