پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۶

زینهار ای معاشران زنهار

زآن دو آهوی مست شیر شکار

ساحر و ترک و مست و عربده جوست

کافر و دل سیاه و نیزه گذار

خوانمش چشم یا که فتنه دهر

یا که رم کرده آهوان تتار

نرگس باغ یا که بادامی

حیرتم سرخوشی تو یا بیمار

هوشیاری ندانمت یامست

خفته خوانم تو را و یا بیدار

مردم عاقل از تو رو بگریز

ساغر باده ای و یا خمار

تیر در کیشت و کمان درچنگ

گاه خونریزی و گهی خونخوار

لیلیی گرد تو نشسته حشم

یاغیی لشکرت بگرد حصار

هندو و جادوو و ستم پیشه

شب رو و دزد و رهزن و عیار

تو سپهدار لشکر ترکی

شخ کمانی و چابک و غدار

چکند با فسونت آشفته

داوری میبرد بر دادار

تا پناهش دهد بدار امان

خاک درگاه حیدر کرار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۸کی شنیدستی هلالی خیزد از بدر منیر
  2. شمارهٔ ۵۶۹خرامد گر بفرخار آن بت مهروی و مه پیکر
  3. شمارهٔ ۵۷۰عقل را از جنون بنه زنجیر
  4. شمارهٔ ۵۷۱غمزه بود مست و نظر هوشیار
  5. شمارهٔ ۵۷۲گرفت پرده ز رخسار شاهد منظور
  6. شمارهٔ ۵۷۳گر توئی ساقی ما باده خلر چه ضرور
  7. شمارهٔ ۵۷۴هر کرا نقش نبسته بضمیر آیه نور
  8. شمارهٔ ۵۷۵دانشوران بفضل و هنر کرده افتخار
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.