پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۵

دانشوران بفضل و هنر کرده افتخار

بخت آوران بطالع میمون امیدوار

زاهد بزهد غره و صوفی بوجد حال

غازی بتیغ و مطرب از زخمهای تار

خور از شعاع و ماه بنازد بروشنی

گل خود زرنگ و بوی سهی سرو از اعتبار

بلبل بصوت دلکش و گلشن زسرو و گل

دریا و کان زگوهر پاک و زر عیار

طوطی بنطق و باده بنشئه شکر بطعم

عارف بذوق و مست زمی باغ از بهار

ما عاشقان که هیچ کسانیم در جهان

جز عشق بر که فخر کنیم اندر این دیار

ساقی بیا برغم امیر و حکیم و شیخ

آن جام مرد افکن مردانه را بیار

تا مست گردم از می و پرده برافکنم

سوزم همه حجاب و نشانم همه غبار

گیرم دو زلف یار و در آغوشش آورم

بستانم آنچه حاصل عمر است و روزگار

آنگه که مست گشتم و سرخوش شدم زوصل

گویم مدیح مظهر حق دست کردگار

زآشفته دست گیر که از پا فتاده است

ای سایه خدای زمن سایه برمدار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۷بحث حکمت چه می‌کنی برخیز
  2. شمارهٔ ۵۷۸عشق کرد آدم از ملک ممتاز
  3. شمارهٔ ۵۷۹ای به بالات راست کسوت ناز
  4. شمارهٔ ۵۸۰شب قدر است این یا صبح نوروز
  5. شمارهٔ ۵۸۱پرشکوه دلی دارم از خون جگر لبریز
  6. شمارهٔ ۵۸۲از ما کند دریغ چو جور و جفا هنوز
  7. شمارهٔ ۵۸۳از جهان و جهانیان بگریز
  8. شمارهٔ ۵۸۴حلاوتی که چشیدم از آن دهان امروز
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.