پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۱

پرشکوه دلی دارم از خون جگر لبریز

لبریز چو گردد خم شاید که کند سر ریز

از آه جگرسوزم کانون درون تفته

ایساقی آتش دست آبم تو بر آتش ریز

خواهی که برقص آری حوران بهشتی را

ای لعبت چین بر رقص دستی بزن و برخیز

عشق آمده در میدان با او سپهی انبوه

ای عقل تنک مایه زین خیل وحشم بگریز

در سلسله زهاد جز سردی و خشکی نیست

زین سلسله بیرون رو در سلسله آویز

ایدل بسر زلفش این عربده ات از چیست

با بازتو ای گنجشک پنجه مکن و مستیز

آشفته چه خواهد کرد زین صاف که مینوشد

صوفی که بود در رقص زین باد درد آمیز

شد صفحه پر از عنبر مشکین بودم دفتر

تا مدح علی بنوشت این خامه عنبر بیز

مجروح شدی ای دل بگذر ز خم مویش

ناسور شده زخمت از غالیه کن پرهیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۳از جهان و جهانیان بگریز
  2. شمارهٔ ۵۸۴حلاوتی که چشیدم از آن دهان امروز
  3. شمارهٔ ۵۸۵تا چند نافه ریزی از آن زلف مشک بیز
  4. شمارهٔ ۵۸۶امشب ایشمع انجمن افروز
  5. شمارهٔ ۵۸۷بر گل فشاند غالیه از زلف مشک بیز
  6. شمارهٔ ۵۸۸خیز ای کمند آه و در زلف او درآویز
  7. شمارهٔ ۵۸۹ای ساقی آتش‌دست زآن آب شرار‌انگیز
  8. شمارهٔ ۵۹۰بساز مطرب مجلس نوای شورانگیز
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.