پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۴

حلاوتی که چشیدم از آن دهان امروز

شکرفشان سزدم گر بود زبان امروز

گذشت تلخی شبهای هجر مژده بیار

که یافت طعم شکر دل از آن دهان امروز

اگر چه کام روا پادشه زسلطنست

ببوسه شد دل من از تو کامران امروز

نمانده است غزالی که صید تیر تو نیست

برای کیست بزه کرده ای کمان امروز

بتر بت شهدا رانده ای زنار سمند

بخاک من که رسیدی بکش عنان امروز

گشوده باز در بیت حزن را یعقوب

زمصر میرسد البته کاروان امروز

بشب نرفته ای ای دل بکوی یار از بیم

شتاب کن که بخوابست پاسبان امروز

زسرو ناز مزن باغبان تو لاف و مناز

که سرو ماست ببازار و کو روان امروز

سزد که پرچم حسن تو بر فلک بندند

که زلف تست بخورشید سایبان امروز

نمیروم سوی ظلمات بهر آب بقا

که یافتم چو خضر عمر جاودان امروز

تو را مکان بدل خویش داد آشفته

مگر که نیست مکانت به لامکان امروز

تو شیر حقی و من مدح خوان تو زکرم

مرا سپار تو بر صاحب الزمان امروز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۶امشب ایشمع انجمن افروز
  2. شمارهٔ ۵۸۷بر گل فشاند غالیه از زلف مشک بیز
  3. شمارهٔ ۵۸۸خیز ای کمند آه و در زلف او درآویز
  4. شمارهٔ ۵۸۹ای ساقی آتش‌دست زآن آب شرار‌انگیز
  5. شمارهٔ ۵۹۰بساز مطرب مجلس نوای شورانگیز
  6. شمارهٔ ۵۹۱آن را که با تو نیست مجال کنار و بوس
  7. شمارهٔ ۵۹۲درد چون دادی طبیب از ناتوان خود بپرس
  8. شمارهٔ ۵۹۳دل چو افغان برکشد پروا نمیدارد زکس
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.