پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۸

کی شنیدستی هلالی خیزد از بدر منیر

یا در آتش تازه و تر مانده عنبر یا عبیر

پرخطر راهیست این وادی کجائی رهنما

سر قدم کرم زشوقت پا ندارم دستگیر

رند از میخانه ام رانده است و شیخ از خانقه

نه جوان را میل صحبت با من افتاده نه پیر

شوق کعبه هر کرا در سر در افتد لاجرم

زیر پهلو سنگ خارا نرمتر شد از حریر

ناشکیبا تشنه کی از خواب بتواند شکیب

جسم از جانست لابد در حقیقت ناگزیر

زمهریرم گر بود جا دوزخش سازم زآه

ور بدوزخ بگذرم از آه گردد زمهریر

زیر سم مرکبت این صید بسمل را بکش

چون نیم آنمرغ لایق کم نپنداری به تیر

رشته جان مرا پیوند با جانان بود

کی زباران حوادث شویدم نقش ضمیر

فیض تو عامست زآشفته نظر باری مگیر

گرچه خار و خس بود بارد بر او ابر مطیر

نیستم چون طاعتی جرمم بهمت در گذر

عذر میخواهم زرحمت پوزشم را در پذیر

یا علی گر صاحب خانه زسگ دارد نفور

سود کی دارد زسگ گر لابه دارد یا نفیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۰عقل را از جنون بنه زنجیر
  2. شمارهٔ ۵۷۱غمزه بود مست و نظر هوشیار
  3. شمارهٔ ۵۷۲گرفت پرده ز رخسار شاهد منظور
  4. شمارهٔ ۵۷۳گر توئی ساقی ما باده خلر چه ضرور
  5. شمارهٔ ۵۷۴هر کرا نقش نبسته بضمیر آیه نور
  6. شمارهٔ ۵۷۵دانشوران بفضل و هنر کرده افتخار
  7. شمارهٔ ۵۷۶منم بگرفته دل از وصل دلبر
  8. شمارهٔ ۵۷۷بحث حکمت چه می‌کنی برخیز
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.