پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۴

تا بدبستان دل عشق شد آموزگار

کس زفلاطون عقل می نبرد انتظار

باده که غفلت زده است مست کند هوشیار

ساقی خاصان بیار آینه کردگار

بیهده نبود نظر وقف رخ هر نگار

کاینه رویان شدند مظهر پروردگار

شاهد بزم ار توئی شمع ندارد فروغ

ساقی دور ار توئی باده ندارد خمار

وه چه دیار است حسن کاب و هوایش کند

لشکر طفلان در او صف شکن و نی سوار

مردم هشیار را طاقت بار تو نیست

بختی سرمست را عشق کشد زیربار

زخم تو گر میزنی مرهم جان پرور است

زهر تو گر میدهی به زمی خوشگوار

بر رخ چون آفتاب اژدر گیسو بتاب

تا ید بیضا کنی معجز موسی بیار

عشق تو تا در دل است منع فغانم نکن

دیگ نیفتد زجوش تانه نشیند شرار

هستی تو شد غبار آینه یار را

آب بریر از مژه تا بنشانی غبار

صبر و قرار و سکون از من مسکین مخواه

خواسته آشفته را زلف تو چون بیقرار

دفتر اشعار من غیرت عمان شده

بسکه در مدح سفت خامه گوهر نثار

مدح ولی خدا شمع هدی مرتضی

شافع روز جزا حیدر اژدر شکار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۶ای چشم بدان زدیدنت دور
  2. شمارهٔ ۵۵۷وه که مطرب بود امشب به سر رای دگر
  3. شمارهٔ ۵۵۸ای کلک قضا را خط تو حاصل تحریر
  4. شمارهٔ ۵۵۹دیده برهم ننهم جز به حضور اغیار
  5. شمارهٔ ۵۶۰چه ای زلف که گه مشگ دهی گه عنبر
  6. شمارهٔ ۵۶۱باغبانا زحسد چند فرو بندی در
  7. شمارهٔ ۵۶۲زشهر تا مه بیمهر من شده است مسافر
  8. شمارهٔ ۵۶۳پسته خندان گشود و لعل شکربار
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.