پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۰

همگی دشمن جان آفت دینند و دلند

یا رب این طایفه خوبان نه خود از آب و گلند

نه تو را سینه سیمین و دل سنگین است

هر کجا سیم تنانند همه سنگدلند

همه در برج مهی ماه ولی ماه تمام

همه در باغ بهی سرو ولی معتدلند

از تو عشاق بیک لمحه جدائی نکنند

زآنکه چون حسن و نظر جمله به تو متصلند

تا که در سینه سینا که دگر جلوه گر است

که جهان چون شجر طور همه مشتعلند

جلوه ای کن تو به بتخانه فرخار و ببین

بت پرستان همه از کرده خود منفعلند

وه که با غمزه جادو و رخ تا بنده

رشک آهوی ختن غیرت شمع چگلند

نقش بندان بت چین که بخود مفتخرند

بت رویت چو ببینند تمامی خجلند

گو برآمیز بهم عاشق و زاهد همه عمر

در صف حشر چو آیند زهم منفصلند

زاهدان جمله رفتار عمل آشفته

عاشقان حب علی ریخته در آب و گلند

چند اندیشه از آخر کنی ای شیخ برو

باده خواران خم عشق از اول بهلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۲شبی گر بوسه زان شیرین دهانم اتفاق افتد
  2. شمارهٔ ۵۳۳تا سپردی بمن از آن خم مو تاری چند
  3. شمارهٔ ۵۳۴دیدی دلا که عهد شباب و طرب نماند
  4. شمارهٔ ۵۳۵بُوَد آیا که ز ما پیر مغان یاد کند؟
  5. شمارهٔ ۵۳۶شعاع آن مه نو چون به طرف بام می‌افتد
  6. شمارهٔ ۵۳۷به خود پیرایه چون آن سرو سیم‌اندام می‌بندد
  7. شمارهٔ ۵۳۸مطرب نوا بپرده عشاق ساز کرد
  8. شمارهٔ ۵۳۹یکجهان غم زچه در سینه تنگم جا کرد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.