پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۲

شبی گر بوسه زان شیرین دهانم اتفاق افتد

مرا در عین ظلمت آب حیوان در مذاق افتد

می و معشوق در خلوت چو بی‌غیرت میسر شد

غنیمت دان که این نعمت تو را کم اتفاق افتد

فروزد گر به کاخت پرتو شمع رخ جانان

عجب نبود که خور پروانه‌وارت در رواق افتد

کند ساعد اگر رنگین ز خون عاشق مسکین

کند او را بهل چشمش چو بر آن سیم‌ساق افتد

به دوشم گر نهی کوه احد بر دل گران ناید

ولی بار فراقت بر دلم تکلیف شاق افتد

ز درد اشتیاقم دم زند گر نایی مجلس

ز وحشت نای را اندر گلو دردم حناق افتد

بچم در بوستان تا سرو ناز اندر نیاز آری

بکش پرده که گل در بوستان از طمطراق افتد

تو را طاق ابروان آرامگاه مدعی گشته

دلم را بس عجب نبود اگر طاقت به طاق افتد

حجاز و کعبه او را فرامش سازم از خاطر

مرا آشفته گر رحل اقامت در عراق افتد

عراق درگه حیدر علی داماد پیغمبر

که بر عرش درش در پویه رفرف بابراق افتد

بلی صعبست دوری تن و جان صعب‌تر از آن

اگر اندر میان جان و جانانت فراق افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۴دیدی دلا که عهد شباب و طرب نماند
  2. شمارهٔ ۵۳۵بُوَد آیا که ز ما پیر مغان یاد کند؟
  3. شمارهٔ ۵۳۶شعاع آن مه نو چون به طرف بام می‌افتد
  4. شمارهٔ ۵۳۷به خود پیرایه چون آن سرو سیم‌اندام می‌بندد
  5. شمارهٔ ۵۳۸مطرب نوا بپرده عشاق ساز کرد
  6. شمارهٔ ۵۳۹یکجهان غم زچه در سینه تنگم جا کرد
  7. شمارهٔ ۵۴۰ای بهشتی گاه حوری گه پری گاهی بشر
  8. شمارهٔ ۵۴۱دارم بسر زباده دوشین بسی خمار
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.