پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۸

مطرب نوا بپرده عشاق ساز کرد

کاز شور در عراق هوای حجاز کرد

برگشته از حجاز سوی میکده بسر

زاهد سوی حقیقت میل از مجاز کرد

حل گشت بر حکیم معما زگفتی

لعل شکرفشان بتکلم چو باز کرد

عاشق بخواب نیست در چشم اگر به بست

کز بهر دید غیر بخود در فراز کرد

پیشی زهم گرفته بقربانگه این و آن

کز خون رقم بچهره چو خط جواز کرد

برخاسته بپیش قدت با نیاز وعجز

بر شاهدان باغ اگر سرو ناز کرد

کوته نظر مخوانش چون زاهدان شهر

کاشفته صرف زلف تو عمر دراز کرد

شیخ ار رود بطوف حرم رند پاکباز

رو بر در حریم علی با نیاز کرد

زاهد نبرده سجده بخاک در مغان

او را بشرع عشق نگوئی نماز کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۰ای بهشتی گاه حوری گه پری گاهی بشر
  2. شمارهٔ ۵۴۱دارم بسر زباده دوشین بسی خمار
  3. شمارهٔ ۵۴۲خیمه زد لیلی گلی باز به طرف گلزار
  4. شمارهٔ ۵۴۳کمتر بنفشه بوی کن ای غیرت بهار
  5. شمارهٔ ۵۴۴ای بچین سر زلفت دل عشاق اسیر
  6. شمارهٔ ۵۴۵آهوی تو شیر کرده نخجیر
  7. شمارهٔ ۵۴۶بخور مجلس عاشق نه از عود است و نه عنبر
  8. شمارهٔ ۵۴۷فوج مژگان از اشارات دو چشمت ای پسر
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.