پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۳

کمتر بنفشه بوی کن ای غیرت بهار

ترسم که باغ روی تو گردد بنفشه زار

نه حاجتی بگل بودش نه بسنبلی

آنرا که باغ چهره بهار است و مو تتار

ای بوستان معنوی از داغ صورتت

زاطراف عاشقان تو چون لاله داغدار

گلراست پنجروزه تو را حسن بر دوام

آنرا خزان قرین و تو را نوبهار یار

گر بلبلی بنالد بر گلبنی زشوق

عشاق در نوا بگل روی تو هزار

سرو از تو ناز دارد و نسرین زتو صفا

حسن گلست از تو بگلزار مستعار

آشفته را مران تو زگلزار خویشتن

بی عندلیب نیست سزا طرف لاله زار

وانگاه عندلیبی و دستان سرای شاه

حیدر که آفرینش از او جوید افتخار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۵آهوی تو شیر کرده نخجیر
  2. شمارهٔ ۵۴۶بخور مجلس عاشق نه از عود است و نه عنبر
  3. شمارهٔ ۵۴۷فوج مژگان از اشارات دو چشمت ای پسر
  4. شمارهٔ ۵۴۸خواند دل حورت و شد معترف اینک به قصور
  5. شمارهٔ ۵۴۹با تیغ بر سرم تاخت آن ترک ماه منظر
  6. شمارهٔ ۵۵۰بس خون بی گناهش در سینه بود مدغم
  7. شمارهٔ ۵۵۱وه که از ما جز گنه بر می نیاید هیچکار
  8. شمارهٔ ۵۵۲پیمان بغیر بسته و عهدم شکست یار
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.