پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۹

یکجهان غم زچه در سینه تنگم جا کرد

یاد زلف که زسر تا قدمم سودا کرد

آنکه از دایره کون و مکان بیرون بود

حیرتم کز چه سبب در دل تنگم جا کرد

گرچه شد سینه سینا به تجلی معروف

جلوه روی تو بس سینه و دل سینا کرد

عکس رخساره ساقی چو در افتاد بجام

سجده اندر قدم ساغر می مینا کرد

گل زدیباچه رویت روقی برد بباغ

لاجرم بلبل شوریده چو من شیدا کرد

بلبل آورد تماشائی و گلچین بچمن

بسکه در وصف گل او نعره زد و غوغا کرد

گوهر آرند زدریا و غمت آن گهر است

که دل ما صدف و دیده ما دریا کرد

کرد روح الله اگر مرده ی احیا بجهان

لب جانبخش تو او را بدمی احیا کرد

گفتیم سر رودت بر سر سودای بتان

هر که دل باخت کی از دادن سر پروا کرد

آتشین بود زبان قلمش همچون شمع

منشی عشق که شرح غم تو انشا کرد

سر منصور از آن شد بسردار آونگ

که چرا سر حقیقت بزبان افشا کرد

رفت در پرده دل عشق پی پرده دری

کرد آشفته ام و در دو جهان رسوا کرد

در بدر شد دل دیوانه بسودای علی

بود مجنون و زهر سو طلب لیلا کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۱دارم بسر زباده دوشین بسی خمار
  2. شمارهٔ ۵۴۲خیمه زد لیلی گلی باز به طرف گلزار
  3. شمارهٔ ۵۴۳کمتر بنفشه بوی کن ای غیرت بهار
  4. شمارهٔ ۵۴۴ای بچین سر زلفت دل عشاق اسیر
  5. شمارهٔ ۵۴۵آهوی تو شیر کرده نخجیر
  6. شمارهٔ ۵۴۶بخور مجلس عاشق نه از عود است و نه عنبر
  7. شمارهٔ ۵۴۷فوج مژگان از اشارات دو چشمت ای پسر
  8. شمارهٔ ۵۴۸خواند دل حورت و شد معترف اینک به قصور
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.