پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۱

دارم بسر زباده دوشین بسی خمار

ساقی بجان پیر خرابات می بیار

عاشق بگو وضو نکند جز بخون دل

خواهد اگر بکعبه ی یارش دهند بار

دارید گلرخان خبر از خار خار دل

رحمی زپای او بدر آرید نوک خار

مجذوب عشق او نشکیبد زسلسله

اشتر چو مست شد نشود رام از مهار

یک خنده بیشتر نکند گل ببوستان

بلبل اگر که ناله کند در چمن هزار

باز آ که تاخودی بگذارند خاکیان

تو صرصری و عاشق جان سوخته غبار

تو صبح صادق و من جان سوخته چو شمع

تا جان دهم بمقدم تو یک نفس برآر

لازم بود رقیب در آن کو که گفته اند

خار است پاسبان گل و گنج راست مار

جولانگهی است عشق که از حمله ی برزم

‏ رستم شکار میکند آن طفل نی سوار

مطرب اگر بپرده عشق این نوا زند

در رقص آورد زطرب مرده رمزار

زهاد اگر زحلقه میخوارگان رمند

آری زنوریان بگریزند اهل نار

گر چاریایند گروهی زمسلمین

بر چار یار ما بفزودیم چارچار

آشفته مست عشق علی گشت و آل او

ساقی گرش شراب نیاورد گو میار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۳کمتر بنفشه بوی کن ای غیرت بهار
  2. شمارهٔ ۵۴۴ای بچین سر زلفت دل عشاق اسیر
  3. شمارهٔ ۵۴۵آهوی تو شیر کرده نخجیر
  4. شمارهٔ ۵۴۶بخور مجلس عاشق نه از عود است و نه عنبر
  5. شمارهٔ ۵۴۷فوج مژگان از اشارات دو چشمت ای پسر
  6. شمارهٔ ۵۴۸خواند دل حورت و شد معترف اینک به قصور
  7. شمارهٔ ۵۴۹با تیغ بر سرم تاخت آن ترک ماه منظر
  8. شمارهٔ ۵۵۰بس خون بی گناهش در سینه بود مدغم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.